خارجهلغتنامه دهخداخارجه . [ رِ ج َ ] (اِخ ) نام مردی بوده است .حکایت است که خارجه یکی از معتبران رؤسا و منعمان کدخدایان اصفهانی بود بسبب آنکه تمامت مال و منال و ضیاع و عقارات بغ
خارجهلغتنامه دهخداخارجه . [ رِ ج َ / ج ِ ] (از ع ، ص ، اِ) مؤنث خارج . ملک غیر از وطن برای شخص . || به اصطلاح کتاب پاورقی را گویند. (ناظم الاطباء). || بیگانه . اجنبی . مقابل داخ
خارجهفرهنگ انتشارات معین(رِ جِ) [ ع . خارجة ] (اِ.) 1 - مؤنث خارج . (در زبان فارسی به همین صورت پذیرفته شده صرف نظر از تَأنیث آن ). 2 - خارج از مملکت ، بیگانه .
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن زیدبن ابی زُهَیربن مالک بن امری ٔ القیس بن مالک الانصاری الخزرجی ... موسی بن عقبه از ابن شهاب و محمدبن اسحاق و تنی چند نقل کرده است
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن سائب بن الحَذّاذ صاحب تاریخ گزیده در ج 1 ص 224 آن را در ذیل اسامی بعضی از صحابه بصورت خارج بن سائب الحذاذ از قوم بنی حارث خزرجی ضبط
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن سنان . در عقدالفرید ج 6 ص 25 ذیل یوم قطن این نام چنین آورده است : خارجةبن سنان پسرش را بنزد اباتیحان آورد و او را نزد اباتیحان گذاش
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن عقال الرعینی الرمادی (بنابر نقل الاصابه قسم ثالث ص 146) صاحب تاریخ مصر او را ابن عراک الرعینی الرمادی ضبط کرده است وی از آنانی بود
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [رِ ج َ ] (اِخ ) نام قریه ای است از افریقا از نواحی تونس . و ابوالقاسم بن محمدبن ابوالقاسم خارجی فقیه که بر مذهب مالک بن انس بوده است و قبل از ششصد هجری
خارجه ٔ عامریلغتنامه دهخداخارجه ٔ عامری . [ رِ ج َ ی ِ م ِ] (اِخ ) مؤلف مجمل التواریخ آرد: (سال چهل ) باول سال از جمله ٔ خوارج سه کس بودند: یکی عبدالرحمن بن ملجم المرادی ، و دیگر مبارک
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن زیدبن ابی زُهَیربن مالک بن امری ٔ القیس بن مالک الانصاری الخزرجی ... موسی بن عقبه از ابن شهاب و محمدبن اسحاق و تنی چند نقل کرده است
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن سائب بن الحَذّاذ صاحب تاریخ گزیده در ج 1 ص 224 آن را در ذیل اسامی بعضی از صحابه بصورت خارج بن سائب الحذاذ از قوم بنی حارث خزرجی ضبط
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن سنان . در عقدالفرید ج 6 ص 25 ذیل یوم قطن این نام چنین آورده است : خارجةبن سنان پسرش را بنزد اباتیحان آورد و او را نزد اباتیحان گذاش
خارجةلغتنامه دهخداخارجة. [ رِ ج َ ] (اِخ ) ابن عقال الرعینی الرمادی (بنابر نقل الاصابه قسم ثالث ص 146) صاحب تاریخ مصر او را ابن عراک الرعینی الرمادی ضبط کرده است وی از آنانی بود