یهوهواژهنامه آزاد(عبری) باشنده، موجود؛ نام خدای یهودیان. این کلمه برای یهودیان فوق العاده مقدس است، به حدی که بر زبان آوردن آن حتی هنگام خواندن تورات جایز نیست، و فقط گروه انگشت
خاپیرتیلغتنامه دهخداخاپیرتی . (اِخ ) بومیهای عیلام مملکت خود را در کتیبه ها بدین نام یا(خاتام تی ) خوانده اند. (از ایران باستان ج 1 ص 35).
خواتیملغتنامه دهخداخواتیم . [ خ َ ] (ع اِ) ج ِ خاتَم . انگشتری ها. خواتم . || خاتمه ها. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خواتم : که عواقب آن وخیم و خواتیم آن دمیم
خاخام خانهلغتنامه دهخداخاخام خانه . [ ن َ / ن ِ ](اِخ ) محل اجتماع و مرکز خاخامهای یهود در مصر بدین نام مشهور است . رجوع بمعجم المطبوعات ج 1 ص 139 شود.