خابورلغتنامه دهخداخابور. (اِخ ) (آب ...) رودی است که از رأس العین خیزد. رجوع شود به نزهت القلوب چ لیدن ج 3 ص 226 و تاریخ غازانی ص 147 و قاموس کتاب مقدس و حدود العالم ص 91 و رجوع
خابور نهر جوزانلغتنامه دهخداخابور نهر جوزان . (اِخ ) (دوم پادشاهان 17 : 6) یکی از مکانهائی است که تغلث فلاسر بعضی از بنی اسرائیل را در آنجا سکونت داد وپس از وی شلمناصر آمده و اسباط عشره را
خابوراءلغتنامه دهخداخابوراء. (اِخ ) ابن اعرابی گوید موضعی است . و شاید لغتی است در خابور. (معجم البلدان ). || یوم الخابور نام جنگی است که در خابور روی داده . صاحب مجمع الامثال چنین
خابورالحسنیهلغتنامه دهخداخابورالحسنیه . [ رُل ْ ؟ ] (اِخ ) از اعمال موصل در شرق دجله و آن نهری است که از کوهستانها آید و زمین ها و دهکده ها را سیراب کند سپس به دجله بریزد و مخرج آن زمین
خابوریلغتنامه دهخداخابوری . (اِخ ) شریح بن رمان بن شریح خابوری مکنی به ابی الرمان . سمعانی گوید: پیری نیکوکار از اهل عرابان است [ که در ساحل نهر خابور واقع است ] اندکی از وی حدیث
خابور نهر جوزانلغتنامه دهخداخابور نهر جوزان . (اِخ ) (دوم پادشاهان 17 : 6) یکی از مکانهائی است که تغلث فلاسر بعضی از بنی اسرائیل را در آنجا سکونت داد وپس از وی شلمناصر آمده و اسباط عشره را
خابوراءلغتنامه دهخداخابوراء. (اِخ ) ابن اعرابی گوید موضعی است . و شاید لغتی است در خابور. (معجم البلدان ). || یوم الخابور نام جنگی است که در خابور روی داده . صاحب مجمع الامثال چنین
خابوریلغتنامه دهخداخابوری . (اِخ ) شریح بن رمان بن شریح خابوری مکنی به ابی الرمان . سمعانی گوید: پیری نیکوکار از اهل عرابان است [ که در ساحل نهر خابور واقع است ] اندکی از وی حدیث
خابورالحسنیهلغتنامه دهخداخابورالحسنیه . [ رُل ْ ؟ ] (اِخ ) از اعمال موصل در شرق دجله و آن نهری است که از کوهستانها آید و زمین ها و دهکده ها را سیراب کند سپس به دجله بریزد و مخرج آن زمین