25 فرهنگ

10554 مدخل


حکیم

hakim

۱. پزشک.
۲. دانا؛ دانشمند؛ خردمند.
۳. فیلسوف.
۴. از نام‌های خداوند.
⟨حکیم علی‌الاطلاق: [قدیمی] ذات باری‌تعالی.

فرزانه

۱. عارف، فیلسوف
۲. دانشپژوه، دانشمند، دانشور، عالم، فاضل، فرجاد
۳. پزشک، حکیمباشی، طبیب
۴. عاقل، فرزانه، دانا ≠ جاهل، بیمار، مریض

hakim, philosopher, pundit, scholar, swami, wise