حکمیلغتنامه دهخداحکمی . [ ] (اِخ ) نام شاعری از ترکان عثمانی از مردم کالی پلی در مائه ٔ 10 هَ . ق . و بیت ذیل از اوست :غم و غصه الم فرقت فغان و ماتم و حسرت پیشوردی بغرمی جانا کب
حکمیلغتنامه دهخداحکمی . [ ح َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهمنی بخش میناب شهرستان بندرعباس . ناحیه ای است جلگه ای و گرمسیری و دارای 3050 تن سکنه . از رودخانه مشروب میشود. محص
حکمینلغتنامه دهخداحکمین . [ ح َ ک َ م َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ حکم . دو حکم که هر یک را یکی از دو خصم برای فیصل و قطع دعوی تعیین کند. و چون مطلق گویند ابوموسی اشعری حکم اصحاب امیرالمؤ
حکمینلغتنامه دهخداحکمین . [ ح َ ک َ م َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ حکم . دو حکم که هر یک را یکی از دو خصم برای فیصل و قطع دعوی تعیین کند. و چون مطلق گویند ابوموسی اشعری حکم اصحاب امیرالمؤ
عماره ٔ حکمیلغتنامه دهخداعماره ٔ حکمی . [ ع ُ رَ ی ِ ح َ ک َ ] (اِخ ) ابن علی بن احمد حکمی مَذحجی یمنی شافعی ، مکنی به ابومحمد و ملقب به نجم الدین . فقیه و شاعر یمن در قرن ششم هجری . رج
علی حکمیلغتنامه دهخداعلی حکمی . [ ع َ ی ِ ح َ ک َ ] (اِخ ) ابن قاسم بن علیف بن هیس بن سلیمان بن عمروبن نافع حکمی زبیدی رافعی شراحیلی ، مکنّی به ابوالحسن . فقیه و عالم فرایض بود. وی