حکمای سبعةلغتنامه دهخداحکمای سبعة. [ ح ُ ک َ ی ِ س َ ع َ ] (اِخ ) نامی است که بهفت حکیم قدیم یونانی دهند. یعنی ثالس ملطی . پیتاکس . بیاس . کله ابول . دمیرن . شیلن . سلن . و بعضی مؤلف
حکمالغتنامه دهخداحکما. [ ح ُ ک َ ] (ع اِ) حکماء. ج ِ حکیم .(دهار). حکیمان . فیلسوفان . ارباب معقول : حکمای بزرگتر که در قدیم بوده اند چنین گفته اند که ازوحی قدیم که ایزد تعالی ف
حَکَماًفرهنگ واژگان قرآنحکم کننده(حکم:فرمان محکم ونافذ واستوار،: لفظ حَکم و حاکم به يک معنا است ، جز اينکه حکم در رسانيدن مدح بليغتر است ، براي اينکه در حق کسي اطلاق ميشود که استحقاق ح
حکمای سبعةلغتنامه دهخداحکمای سبعة. [ ح ُ ک َ ی ِ س َ ع َ ] (اِخ ) نامی است که بهفت حکیم قدیم یونانی دهند. یعنی ثالس ملطی . پیتاکس . بیاس . کله ابول . دمیرن . شیلن . سلن . و بعضی مؤلف
اوکلوسلغتنامه دهخدااوکلوس .[ اُ ک ِ ] (اِخ ) یکی از حکمای یونان قدیم است و از شاگردان فیثاغورث بود. در حدود سنه ٔ 500 ق . م . در لوقانیای قدیم واقع در جنوب ایتالیا متولد شد و اثری
جالینوسلغتنامه دهخداجالینوس . (اِخ ) نام یکی از حکمای کرام . او طبیب هشتم است از طبیبان که هریک بیمثل زمان خود بوده اند اول ایشان اسقیلپیدس دوم غورس سوم مینوس چهارم برمانیدس پنجم ا