25 فرهنگ

10565 مدخل


حکم

hakam

کسی که برای حل مشکل یا رفع دعوا انتخاب می‌شود؛ داور.

دستور، روش، فرمان، گزاره، دستورنامه، فرمایش، فرداد

۱. امر، توقیع، دستور،
۲. رای، فتوا، قضاوت، داوری، فرمان
۳. فرمایش، فرموده، منشور ≠ نواهی
۴. مشیت، تقدیر، قضا
۵. نظر
۶. ابلاغنامه
۷. اجازه، جواز

act, arbiter, arbitrator, award, command, decision, decree, dictate, dictation, dictum, direction, dogma, edict, mandate, ordainment, order, ordinance, prescript, pronouncement, referee, umpire, verdict, warrant, word, writ