حکایاتلغتنامه دهخداحکایات . [ ح ِ ] (ع اِ)ج ِ حکایت . نقل ها و روایتها. (آنندراج ) : الف لام را تلک آیات رابخوان تا بدانی حکایات را. شمسی (یوسف و زلیخا).مقامات و مقالات ایشان مدون
حکایت کردنفرهنگ مترادف و متضادداستانسرایی کردن، روایت کردن، سرگذشتگفتن، قصه گفتن، قصهگویی کردن، نقل کردن، نقالی کردن
اغوزلغتنامه دهخدااغوز. [ اُغُزْ ] (اِخ ) در حکایات اقوام اغوز که پسرزاده ٔ ابوبجه خان پسر نوح پیغمبر است . (جامعالتواریخ رشیدی ).
خرفاتلغتنامه دهخداخرفات . [ خ َ رَ ] (ع اِ) حکایات و قصه ها و افسانه ها و داستانهای خوش و پسندیده و مقبول . (منتهی الارب ). ج ِ خَرَفه :... گوید آنرا خیالات جنون و خرفات ظنون پند
افسانهلغتنامه دهخداافسانه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (اِ) سرگذشت و حکایات گذشتگان باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (از مجمع الفرس ). قصه . داستان . حکایت . تمثیل . سرگذشت . (
رطازاتلغتنامه دهخدارطازات . [ رُ ] (ع اِ) خرافات که حکایات شب است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). خرافات . (از اقرب الموارد).