أخَذَ حِذْرَهدیکشنری عربی به فارسیاحتياط کرد , مواظبت کرد , هشيار شد , مراقبت کرد , دست به عصا راه رفت , محتاطانه حرکت (عمل) کرد
pavilionsدیکشنری انگلیسی به فارسیغرفه ها، عمارت کلاه فرنگی، غرفه نمایشگاه، چادر صحرایی، در کلاه خیمه زدن، در کلاه فرنگیجا دادن، خیمه برپا کردن
pavilionدیکشنری انگلیسی به فارسیغرفه، عمارت کلاه فرنگی، غرفه نمایشگاه، چادر صحرایی، در کلاه خیمه زدن، در کلاه فرنگیجا دادن، خیمه برپا کردن
اردشیرلغتنامه دهخدااردشیر. [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) ابن یزدجرد.ابن عبد ربه آرد: فی سیرة العجم اّن اردشیربن یزدجرد لما استوثق له امره ، جمع الناس فخطبهم خطبة حضهم فیها علی الالفة و ال