حَبِّفرهنگ واژگان قرآندانه (هم ریشه با محبت لذا درآیه 95سوره انعام از آن تعبیر به طينت مؤمن هم شده است که خداوند محبت خود را در آن جاي داده )
حب الحنکلاءلغتنامه دهخداحب الحنکلاء. [ ح َب ْ بُل ْ ؟ ] (ع اِ مرکب ) نقل خواجه . حب السمنة. رجوع به حب السمنة شود.
حب الفرفخلغتنامه دهخداحب الفرفخ .[ ح َب ْ بُل ْ ف َ ف َ ] (ع اِ مرکب ) تخم خرفه . و در نسخه ای از مهذب الاسماء می نویسد: حب الفرفخ ، تخم وشنک .
حب الخروعلغتنامه دهخداحب الخروع . [ ح َب ْ بُل ْ خ ِرْ وَ ] (ع اِ مرکب ) تخم بیدانجیر. کرچک . صاحب اختیارات بدیعی گوید: بپارسی تخم بیدانجیر خوانند و به شیرازی کنتو. در باب خاء در صفت