حولفرهنگ انتشارات معین(حُ) [ ع . ] 1 - (اِمص .) قدرت ، توانایی . 2 - (اِ.) قوه ، نیرو. 3 - پیرامون ، گرداگرد. 4 - سال ، سنه . ج . احوال .
حولدیکشنری عربی به فارسیدرباره , گرداگرد , پيرامون , دور تا دور , در اطراف , نزديک , قريب , در حدود , در باب , راجع به , در شرف , در صدد , با , نزد , در , بهر سو , تقريبا , بالا تر , ف
حولفرهنگ مترادف و متضاد۱. توان، توانایی، قدرت، قوت، نیرو ۲. جودت نظر ۳. اطراف، پیرامون، جهات، گرداگرد