حورانلغتنامه دهخداحوران . (ص ، اِ) ج ِ حور که در فارسی مفرد استعمال شود : شدند آن روضه ٔ حوران دلکش بصحرایی چو مینو خرم و خوش . نظامی .حوران بهشتی را دوزخ بوداعراف از دوزخیان پرس
حورانلغتنامه دهخداحوران . (ع ص ) حیران . ج ِ حائر. (منتهی الارب ). رجوع به حائر شود. || ج ِ حُواره . بچه ٔ ناقه همین که بزاید یا آنکه از شیر بازشده باشد. (آنندراج ) (منتهی الارب
حورانلغتنامه دهخداحوران . [ ح َ ] (اِخ ) شهری است به دمشق . (منتهی الارب ). نام ناحیتی است نزدیک دمشق در راه دمشق و حجاز. (ابن بطوطه ). ناحیه ٔ بزرگی است از اعمال دمشق در جانب قب
حورانلغتنامه دهخداحوران . [ ح َ ] (رومی ، اِ) طرخون و آن سبزیی است که خوردن آن ذائقه را ببرد و قطع شهوت باه کند. (آنندراج ) (برهان قاطع). || پوست فیل . (اقرب الموارد). پوست پیل .
حورانیلغتنامه دهخداحورانی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حوران . (الانساب سمعانی ). رجوع به حوران شود.
حورانیلغتنامه دهخداحورانی . [ ح َ ] (اِخ ) ابراهیم بن عیسی بن یحیی (1844 - 1915م .) استاد دانشکده ٔ امریکایی بیروت و از شاعران است ، او راست : 1- البدیعه فی علم الطبعیة و این ارجو
حورانهواژهنامه آزادحورا+پسوند صفت ساز {نه} _ بسیار زیبا، فریبا، دختر بهشتی _ فرشته ی روی زمین و هم به معنی زنی بسیار سپیدپوست با چشم و ابروان مشکی رنگ_ حورا:یکی از القاب حضرت فاطم
بج حورانلغتنامه دهخدابج حوران . [ ب َج ْ ج ُ ح َ ] (اِخ ) از نواحی دمشق و ابوعبداﷲ یحیی از بج حوران بوده است . قریه ای نزدیک باب دمشق و از توابع بانیاس . (از معجم البلدان ).
حرانلغتنامه دهخداحران . [ ] (اِخ ) شهری است بزرگ از ناحیت سودان و مستقر ملوک است و اندر این شهر مردان و زنان پوشیده اند و کودک تا ریش برآرد برهنه باشد. و آمیزنده ترین مردمانند ا
حورانیلغتنامه دهخداحورانی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حوران . (الانساب سمعانی ). رجوع به حوران شود.
حورانیلغتنامه دهخداحورانی . [ ح َ ] (اِخ ) ابراهیم بن عیسی بن یحیی (1844 - 1915م .) استاد دانشکده ٔ امریکایی بیروت و از شاعران است ، او راست : 1- البدیعه فی علم الطبعیة و این ارجو
بج حورانلغتنامه دهخدابج حوران . [ ب َج ْ ج ُ ح َ ] (اِخ ) از نواحی دمشق و ابوعبداﷲ یحیی از بج حوران بوده است . قریه ای نزدیک باب دمشق و از توابع بانیاس . (از معجم البلدان ).
بسرلغتنامه دهخدابسر. [ ب ُ ] (اِخ ) دهیست به حوران . (منتهی الارب ). نام قریه ای از اعمال حوران از اراضی دمشق در سرزمینی که آن را لحا گویند... آورده اند که آرامگاه یسع پیغمبر (