حنگلغتنامه دهخداحنگ . [ ح َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایرافشان بخش سوران شهرستان سراوان . واقع در 91 هزارگزی جنوب باختری سوران نزدیک مرز پاکستان . ناحیه ای است کوهستانی گر
هنگلغتنامه دهخداهنگ . [ هََ ] (اِ) سنگینی و تمکین و وقار. (برهان ). سنگ . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : ای زدوده سایه ٔ تو ز آینه ی ْ فرهنگ زنگ بر خرد سرهنگ و فخر عالم و فرهنگ هنگ
هنگلغتنامه دهخداهنگ . [ هََ ] (اِخ ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند. دارای 44 تن سکنه ، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، شلغم و چغندر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
هنگلغتنامه دهخداهنگ . [ هَِ ] (اِ) زحیر و پیچش شکم . (برهان ). || بختیاری و بهره مندی . || ساعات خجسته و مبارک . || فهم و فراست و هوش . || انغوزه . (ناظم الاطباء). به هندی صمغ
حسین آبادلغتنامه دهخداحسین آباد. [ ح ُ س ِ ] (اِخ )دهی است از دهستان حنگشت بخش مرکزی شهرستان آباده واقع در سی هزارگزی جنوب اقلید کنار راه فرعی ده بید به اقلید. ناحیه ای است واقع در ج