حمیرافرهنگ نامها(تلفظ: homeyirā) (عربی) (مصغر حمرا) ، زن سرخ و سپید ، زن سرخ ؛ (در اعلام) لقبی که پیامبر اکرم (ص) به عایشه داده بود .
حمیرانلغتنامه دهخداحمیران . [ ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش گاوبندی شهرستان لار. ناحیه ای است واقع در جلگه ، گرمسیر و مالاریایی است و دارای 317 تن سکنه می باشد. از چاه و
حمیراءلغتنامه دهخداحمیراء. [ ح ُ م َ ] (اِخ ) لقب عایشه ٔ صدیق رضی اﷲ عنها. (مهذب الاسماء). عایشه رضی اﷲ عنها. (منتهی الارب ). لقبی که حضرت رسول عایشه را بدان خوانده است : از سر ز
حمیراءلغتنامه دهخداحمیراء. [ ح ُ م َ ] (اِخ ) لقب عایشه ٔ صدیق رضی اﷲ عنها. (مهذب الاسماء). عایشه رضی اﷲ عنها. (منتهی الارب ). لقبی که حضرت رسول عایشه را بدان خوانده است : از سر ز
حمیرانلغتنامه دهخداحمیران . [ ح َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش گاوبندی شهرستان لار. ناحیه ای است واقع در جلگه ، گرمسیر و مالاریایی است و دارای 317 تن سکنه می باشد. از چاه و
بندر حمیرانلغتنامه دهخدابندر حمیران . [ ب َ دَ رِ ح َ ] (اِخ ) بندری از دهستان حومه ٔ بخش لنگه است که در شهرستان لار واقع است . و 157 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
صفیرالغتنامه دهخداصفیرا. [ ص ُ ف َ ](اِ) به وزن حمیرا، درختی است که صباغان بچوب آن رنگ میکنند و اهل مصر آن را عودالقتیه نامند. برگ آن شبیه ببرگ خرنوب شامی است و از آن متین تر و ب