حمل هو ذوهولغتنامه دهخداحمل هو ذوهو. [ ح َ ل ِ هَُ وَ هَُ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حمل مواطات اقتضاء آن کند که موضوع و محمول را اتحاد بود بوجهی ، و مغایرت بوجهی و گاه باشد که گوین
حمل هوهولغتنامه دهخداحمل هوهو. [ ح َ ل ِ هَُ وَ هَُ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حمل مواطاة شود.
حمل هو ذوهولغتنامه دهخداحمل هو ذوهو. [ ح َ ل ِ هَُ وَ هَُ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حمل مواطات اقتضاء آن کند که موضوع و محمول را اتحاد بود بوجهی ، و مغایرت بوجهی و گاه باشد که گوین
حمل هوهولغتنامه دهخداحمل هوهو. [ ح َ ل ِ هَُ وَ هَُ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حمل مواطاة شود.
بینهبَری نیمهمعلقhigh-lead logging, high-lead cable loggingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از روشهای بینهبَری که در آن تنۀ درختان یا گِردهبینهها بهوسیلۀ بافههای هدایتشونده حمل میشوند و ممکن است در قسمتی از مسیر حمل در هوا معلق شوند
غباریلغتنامه دهخداغباری . [ غ ُ ] (اِخ ) (القیم الَ ...) مصری . یکی از اعضای دولت ملک ناصر متوفی بسال 762 هَ . ق . او راست : کتاب الدر فی القدح - و هو حمل زحل . چ حجر مصر ص 8. (ا