حملة جعلِامضای عامuniversal forgery attackواژههای مصوب فرهنگستانحملهای علیه طرحهای امضای رقمی که در آن مهاجم بدون در اختیار داشتن کلید امضا و با استفاده از یک خوارزمی/ الگوریتم معادل، قادر به تولید امضای قربانی باشد
حملهفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاخت، تعرض، تک، تهاجم، شبیخون، نهب، هجوم، یورش ۲. صرع، غش ۳. صولت ۴. اعتراض، انتقاد (شدید) ۵. حالت بحران، اختلال ناگهانی، ۶. ایست، سنکوب
حملهدیکشنری فارسی به انگلیسیaction, access, assault, attack, bashing _, charge, fit, offense, offensive, push, qualm, spasm
حملهلغتنامه دهخداحمله . [ ح َ م َ ل َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ حامل : حملةالعرش ؛ بردارندگان عرش . (مهذب الاسماء). حمله ٔ قرآن : اشراف امتی حملة القرآن .