حمایللغتنامه دهخداحمایل . [ ح َ ی ِ ] (ع اِ) حَمائِل . ج ِ حمالة، در گردن آویخته . دوال شمشیر و آنچه در بر اندازند. جواهر و زرینه که زنان در گردن اندازند و از زیربغل بدر آورند. (
حمایلفرهنگ انتشارات معین(حَ یِ) [ ع . حمائل ] (اِ.) 1 - بند شمشیر و آن چه به شانه و پهلو آویزند. 2 - قرآن کوچکی که به بغل آویزند.
حمایل ابزارrack, climbing rack, trad rackواژههای مصوب فرهنگستان1. مجموعة تجهیزاتی که فرد در هنگام صعود به خود وصل میکند 2. بخشی از مهار، شامل شماری حلقة پلاستیکی که تجهیزات به آن آویخته میشود متـ . حمایل
pledgingدیکشنری انگلیسی به فارسیتعهد، متعهد شدن، گرو گذاشتن، بسلامتی کسی باده نوشیدن، التزام دادن، عهد کردن
pledgesدیکشنری انگلیسی به فارسیتعهدات، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، تعهد و التزام، سوگند ملایم، در گروگان، باده نوشی بسلامتی کسی، نوش، متعهد شدن، گرو گذاشتن، بسلامتی کسی باده نوشیدن، التزام داد
حمایل ابزارrack, climbing rack, trad rackواژههای مصوب فرهنگستان1. مجموعة تجهیزاتی که فرد در هنگام صعود به خود وصل میکند 2. بخشی از مهار، شامل شماری حلقة پلاستیکی که تجهیزات به آن آویخته میشود متـ . حمایل
حمایلیلغتنامه دهخداحمایلی . [ ح َ ی ِ ] (ص نسبی ) منسوب به حمایل .- دور حمایلی فلک ؛ (اصطلاح نجوم ) سیاره ای که مدار حرکت آن بیضی باشد. (ناظم الاطباء) : جسیم پیکر، مهیب منظر که ف
حرکت حمایلیلغتنامه دهخداحرکت حمایلی . [ ح َ رَ ک َ ت ِ ح َ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در اصطلاح هیئت بطلمیوسی ، نوعی از حرکات افلاک است . در برابر حرکت دولابی و حرکت رحوی . حرکتی دو