26 فرهنگ

2101 مدخل


حل کردن

چاره اندیشی، چاره اندیشیدن

۱. به جوابرسیدن، پاسخ پیدا کردن، راهحل یافتن
۲. گشودن
۳. به صورت محلول درآوردن
۴. فیصله دادن (ماجرا، دعوا)
۵. رفع کردن، برطرف کردن

break, dissolve, melt, resolve