25 فرهنگ

2383 مدخل


حلقه

halqe

۱. هرچیز گرد و دایره‌شکل: حلقه‌های زنجیر.
۲. نوعی انگشتر ساده که به‌ویژه به نشانۀ نامزدی یا متٲهل بودن به‌دست می‌کنند.
۳. واحد شمارش برخی چیزهای گرد: یک حلقه لاستیک، دو حلقه چاه، یک حلقه فیلم.
٤. [مجاز] گروهی که دور هم جمع می‌شوند؛ انجمن؛ محفل.
٥. وسیله‌ای لولادار و چکش‌مانند بر روی قسمت خروجی برخی درها که برای ایجاد صدا به در کوبیده می‌شود؛‌ کوبه.
٦. [قدیمی] نوعی گوشوارۀ ساده که کنیزان و غلامان به گوش می‌کردند.
٧. [قدیمی، مجاز] زنجیر.

چنبر، چنبره

۱. انجمن، جرگه، سلسله، سلک، گروه، مجمع، محفل، مدار، معشر
۲. چنبر، چنبره، دایره، دور، گرد، مدور
۳. انگشتری
۴. ربقه
۵. چین و شکن، پیچ و تاب
۶. گوشواره
۷. زنجیر

coil, curl, eyelet, link, loop, ring, spiral, tab, wreath