25 فرهنگ

2727 مدخل


حقیقت

haqiqat

۱. چیزی که دارای وجود خارجی است: رؤیاهایم به حقیقت مبدل شد.
۲. چیزی که با واقعیت سازگار است: من حقیقت را گفتم.
۳. (صفت) سخن درست: حقیقت تلخ است.
۴. اصل و ذات هرچیز.
۵. (اسم مصدر) صدق؛ راستی؛ درستی.
۶. (قید) به‌راستی؛ به‌درستی.
۷. (اسم مصدر) [مقابلِ مجاز] (ادبی) بیان کردن واژه‌ای در معنای حقیقی خود.

راستی، درستی، راستینه، راستینگ

۱. درستی، راستی
۲. راست، درست
۳. ماهیت، ذات، اصل
۴. واقعامر، واقعیت، امر مسلم
۵. آرمانی، مطلوب

fact, reality, truth, verity