حقيقيدیکشنری عربی به فارسیراستين , حقيقي , واقعي , موجود , غير مصنوعي , طبيعي , اصل , بي خدشه , صميمي
حقیقیفرهنگ مترادف و متضاد۱. باطنی ≠ ظاهری ۲. معنوی ۳. درست، صحیح ≠ نادرست، غلط ۴. اصلی ≠ بدلی ۵. واقعی ≠ مجازی ۶. راستین، واقعی ≠ غیرواقعی
حقیقیلغتنامه دهخداحقیقی . [ ح َ] (ص نسبی ) منسوب بحقیقت . راست . راستین . مقابل ِ مجازی . || معنی حقیقی لفظ معنی که بار اول کلمه برای آن وضع شده است و چون آن کلمه را شنوی آن معنی
حقيقةدیکشنری عربی به فارسیواقعيت , فعاليت , امرمسلم , امر مسلم , يقين , اطمينان , ماخذ , اطلا ع , حقيقت , وجود مسلم , هستي , اصليت , اصالت وجود , راستي , صدق , درستي , صداقت
في الحقيقةدیکشنری عربی به فارسیواقعا , بالفعل , عملا , در حقيقت , براستي , راستي , حقيقتا , هر اينه , در واقع , همانا , في الواقع , اره راستي