اعطای حقوق شهروندیenfranchisementواژههای مصوب فرهنگستاندادن حق رأی یا دیگر حقوق شهروندی به اشخاص حقیقی یا حقوقی
حقوقفرهنگ مترادف و متضاد۱. ادرار، راتبه، رستاد، شهریه، ماهانه، مستمری، مشاهره، مقرری، مواجب، وظیفه ۲. تکالیف، وظایف ۳. بهرهها ۴. حقها ۵. مجموعه قوانین
اعطای حقوق شهروندیenfranchisementواژههای مصوب فرهنگستاندادن حق رأی یا دیگر حقوق شهروندی به اشخاص حقیقی یا حقوقی
بیاختیارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام یاختیار، ناتوان درانتخاب، محروم ازحق انتخاب یا اختیار، بیچاره، مأمورومعذور، ناگزیر بدون گزینه، ناچار، مجبور فاقد حق رأی، بدونرای، محروم