حقایقلغتنامه دهخداحقایق . [ ح َ ی ِ] (ع اِ) ج ِ حقیقت . (از اقرب الموارد). حقیقتها. درستی ها. راستی ها. || ج ِ حُقُق و حقق جمع است حِق ّ را. پس حقایق جمعالجمع حِق است . (منتهی ال
يستخلص من هذه الحقائق أندیکشنری عربی به فارسیاز اين حقايق به دست مىآيد كه , از اين حقايق نتيجه گرفته مىشود كه
حقالقدمفرهنگ مترادف و متضاداجرت، پایرنج، پایمزد، حقالزحمه، دستمزد، مزد، ویزیت، حقالمعاینه، حقالمعالجه، دسترنج
يستخلص من هذه الحقائق أندیکشنری عربی به فارسیاز اين حقايق به دست مىآيد كه , از اين حقايق نتيجه گرفته مىشود كه
أَضْغَاثُفرهنگ واژگان قرآنجمع ضغث که معناي يک دسته ريحان و يا علف و يا شاخه درخت است ودر عبارت"أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ " خوابهاي پريشان را که حقايقش روشن نيست به دستههايي از چوب و يا ريحان ت