حفیظةلغتنامه دهخداحفیظة. [ ح َ ظَ ] (ع اِ) بازداشت از ناروا. || حمیت . || کینه و خشم . (مهذب الاسماء). خشم . (منتهی الارب ). خشم و آزار. || طبیعت . ج ، حفائظ.
حَفَظَةًفرهنگ واژگان قرآنحفظ کنندگان -نگاهبانان (جمع حافظ از حفظ به معني ضبط کردن صورت آن چيزي است که براي ما معلوم شده است ، بطوري که هيچ دگرگوني و تغييري در آن پيدا نشود)
حِفْظُهُمَافرهنگ واژگان قرآنحفظ آن دو(حفظ:ضبط کردن صورت آن چيزي است که براي ما معلوم شده است ، بطوري که هيچ دگرگوني و تغييري در آن پيدا نشود)
حفیظةلغتنامه دهخداحفیظة. [ ح َ ظَ ] (ع اِ) بازداشت از ناروا. || حمیت . || کینه و خشم . (مهذب الاسماء). خشم . (منتهی الارب ). خشم و آزار. || طبیعت . ج ، حفائظ.
حفایظلغتنامه دهخداحفایظ. [ ح َ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ حفیظة. نگاهدارندگان از ناروا. || یاددارندگان حمیت ها و خشم ها. (منتهی الارب ). رجوع به حفیظة شود.