حفاظت فرماندهی و نظارت و ارتباطاتcommand, control and communications protectionواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از سامانۀ اقدامات ضدِ فرماندهی و نظارت و ارتباطات (اقدامات ضدِفونا) شامل اقداماتی برای حفظ کارایی سامانۀ فرماندهی و نظارت و ارتباطات (فونا) خودی، علیرغم ا
حفاظت فرماندهی و نظارتcommand and control protectionواژههای مصوب فرهنگستانشاخۀ پدافندی جنگ فرماندهی و نظارت با هدف کاهش کارایی و انهدام توانمندیهای فرماندهی و نظارت دشمن بر نیروهای خودی اختـ . حفاظت فون C2protection
حفاظتلغتنامه دهخداحفاظت . [ح ِ ظَ ] (مص ) مصدری بدین صورت در لغت نامه های عرب دیده نشد لکن کلمه ٔ حق الحفاظة به معنی سود ربح ربوی باگروگان منقول در این اواخر مصطلح شده است . از م
حفاظتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی افظت، استحفاظ، حفظ، نگهبانی، نگهداری، حراست، صیانت امان، پشتگرمی، حمایت تیمارداری، تیمار، سرپرستی محیطبانی، مرزبانی، مرزداری پُست نگهبانی
حفاظت فرماندهی و نظارتcommand and control protectionواژههای مصوب فرهنگستانشاخۀ پدافندی جنگ فرماندهی و نظارت با هدف کاهش کارایی و انهدام توانمندیهای فرماندهی و نظارت دشمن بر نیروهای خودی اختـ . حفاظت فون C2protection
جنگ فرماندهی و نظارتcommand and control warfareواژههای مصوب فرهنگستاناستفادۀ یکپارچه از امنیت عملیات و فریب نظامی و عملیات روانی و جنگ الکترونیکی و انهدام فیزیکی با پشتیبانی اطلاعات که هدف آن جلوگیری از دسترسی دشمن به اطلاعات و ک
رقیبلغتنامه دهخدارقیب . [ رَ ] (ع ص ، اِ) نگهبان . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از صراح اللغة) (السامی فی الاسامی ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی