purledدیکشنری انگلیسی به فارسیخرد شده، حلقه حلقه شدن، مثل فرفره چرخیدن، واژگون شدن، زردوزی کردن، با شرشرجاری شدن
purgedدیکشنری انگلیسی به فارسیخالص شده، پاک کردن، پاکسازی کردن، زدودن، خالی کردن، تهی کردن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تصفیه کردن