حضینلغتنامه دهخداحضین . [ ح ُ ض َ ] (اِخ ) ابن منذر رقاشی بن حرث بن وعله بن المجالدبن یثربی بن ریان بن حرث بن ملک بن شیبان بن قرهل . یکی از بنی رقاش ، مکنی به ابی ساسان . تابعی
حزینفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندوهگین، غمناک، غمانگیز ۲. حزنآور، حزنانگیز ≠ شاد، مشعوف ۳. غمین، محزون، متاسف، محزون، مغموم، ملول، نژند
حزینلغتنامه دهخداحزین . [ ح َ ] (ع ص ) محزون . مهموم . غمناک . اندوهناک . اندوهگین . (دهار) (منتهی الارب ). غمگن . غمگین . غمین . اندوهگن . غمنده . مغموم . افسرده : مِحزان ، حزن
هذینلغتنامه دهخداهذین . [ها ذَ ن ِ ] (ع ضمیر، اِ) هذان ِ. تثنیه ٔ هذا. اسم اشاره برای مثنی در حالت نصب و جر. رجوع به هذا شود.
حضینیلغتنامه دهخداحضینی . [ ح ُ ض َ ] (اِخ ) ابوطیب عبدالغفاربن عبداﷲ ابن السری الحضینی واسطی است . وی از علمای نحو و لغت و شعر است . (از الانساب سمعانی ).
حضینیلغتنامه دهخداحضینی . [ ح ُ ض َ ] (اِخ ) ابوطیب عبدالغفاربن عبداﷲ ابن السری الحضینی واسطی است . وی از علمای نحو و لغت و شعر است . (از الانساب سمعانی ).
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن ابراهیم حُضَینی . صاحب تنقیح المقال گوید:حضینی بر وزن زبیری باشد منسوب بابی ساسان تابعی از بنی رقاش ، و آن بطنی است از بکربن وائل از ع
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [ اِ] (اِخ ) ابن محمد حَضینی . شیخ طوسی در رجال خود در آخر باب اصحاب رضا (ع ) ذکر او آورده و در همان باب نام اسحاق بن ابراهیم حضینی را نیز در عداد اصحاب
غیاظلغتنامه دهخداغیاظ. [غ َی ْ یا ] (اِخ ) ابن حضین بن منذر. از قبیله ٔ بنی عمروبن شیبان ذهلی سدوسی و از سوارانی بود که در جنگ صفین رایت علی (ع ) را به دست داشت . رجوع به لسان ا