حسین قلیلغتنامه دهخداحسین قلی . [ ح ُ س َ ق ُ ] (اِخ ) ابن علیخان متخلص به عاشقی . رجوع به هندی و هدیة العارفین ج 1 ص 329 شود.
حسینقلیلغتنامه دهخداحسینقلی . [ ح ُ س َ / س ِ ق ُ ] (اِ مرکب ) (آقا...) اصطلاحی است در موسیقی . رجوع به آهنگ شود.
حسین قلی همدانیلغتنامه دهخداحسین قلی همدانی . [ ح ُ س َ ق ُ هََ م َ ] (اِخ ) درجزینی نجفی ، فقیه اصولی بود و درکربلا 1311 هَ . ق . 1893/ م . درگذشت . تألیفاتی داردکه در اعیان الشیعه ج 27
حسین قلی اردوبادیلغتنامه دهخداحسین قلی اردوبادی . [ ح ُ س َ ق ُ اُ ] (اِخ ) زنجانی ، دیوان شعری به فارسی و ترکی و عربی دارد و 1365هَ . ق . 1946/ م . درگذشته است . (معجم المؤلفین ).
حسین قلی بختیاریلغتنامه دهخداحسین قلی بختیاری . [ ح ُ س َ ق ُ ب َ ] (اِخ ) یکی از خانهای ایل بختیاری معاصر ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه بوده است . گویند وقتی به مهمانی ظل السلطان به شهر آمد
حسین قلی شاملولغتنامه دهخداحسین قلی شاملو. [ ح ُ س َ ق ُ ] (اِخ ) میر آخور و شاعر شاه اسماعیل صفوی بود و به هند رفت . (ذریعه ج 9 ص 252 و 111).
حسین قلیخان قاجارلغتنامه دهخداحسین قلیخان قاجار. [ ح ُ س َ ق ُ ن ِ ] (اِخ ) پدر آقامحمدخان قاجار. ولادت وی در 1155 هَ . ق . و وفاتش در 1211 هَ . ق . در استرآباد بوده است . رجوع به فهرست مازن
حسین قلی همدانیلغتنامه دهخداحسین قلی همدانی . [ ح ُ س َ ق ُ هََ م َ ] (اِخ ) درجزینی نجفی ، فقیه اصولی بود و درکربلا 1311 هَ . ق . 1893/ م . درگذشت . تألیفاتی داردکه در اعیان الشیعه ج 27
حسین قلی اردوبادیلغتنامه دهخداحسین قلی اردوبادی . [ ح ُ س َ ق ُ اُ ] (اِخ ) زنجانی ، دیوان شعری به فارسی و ترکی و عربی دارد و 1365هَ . ق . 1946/ م . درگذشته است . (معجم المؤلفین ).
حسین قلی بختیاریلغتنامه دهخداحسین قلی بختیاری . [ ح ُ س َ ق ُ ب َ ] (اِخ ) یکی از خانهای ایل بختیاری معاصر ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه بوده است . گویند وقتی به مهمانی ظل السلطان به شهر آمد
حسین قلی شاملولغتنامه دهخداحسین قلی شاملو. [ ح ُ س َ ق ُ ] (اِخ ) میر آخور و شاعر شاه اسماعیل صفوی بود و به هند رفت . (ذریعه ج 9 ص 252 و 111).
حسین قلیخان قاجارلغتنامه دهخداحسین قلیخان قاجار. [ ح ُ س َ ق ُ ن ِ ] (اِخ ) پدر آقامحمدخان قاجار. ولادت وی در 1155 هَ . ق . و وفاتش در 1211 هَ . ق . در استرآباد بوده است . رجوع به فهرست مازن