نکونامیلغتنامه دهخدانکونامی . [ ن ِ ] (حامص مرکب ) حسن شهرت . (یادداشت مؤلف ). نیکونامی . نیک نامی . رجوع به نکونام شود.
نیک نامیلغتنامه دهخدانیک نامی . (حامص مرکب ) حسن شهرت . خوش نامی . نیک نام بودن : جز از نیک نامی و فرهنگ و دادز رفتار گیتی مگیرید یاد. فردوسی (شاهنامه ج 3 ص 19).به آسایش و نیک نامی