۱. کسی که سریعاً از اعمال دیگران ناراحت میشود.
۲. ویژگی چیزی که سریعاً در برابر عوامل بیگانه عکسالعمل نشان میدهد.
٣. [مجاز] مهم: موقعیت حساس.
٤. دارای گیرایی قوی: شامهٴ حساس.
دلنازک، زودرنج، زودکنش
۱. احساساتی
۲. دلنازک، رقیقالقلب، زودرنج، سریعالتاثر، نازکدل ≠ بیتفاوت، غیرحساس
۳. خطیر، مهم، حیاتی، درخور توجه
۴. آلرژیک
acute, decisive, delicate, fine, huffy, nice, patho-, responsive, sensible, sensitive, subtle, tender, thin-skinned, ticklish, vulnerable