۱. شمردن؛ شماره کردن.
۲. (اسم) شماره؛ اندازه.
۳. (اسم) (ریاضی) علمی که دربارۀ اعداد، ارقام، و قواعد حسابداری بحث میکند.
〈 حساب جُمَّل (ابجد): حساب حروف هجا که مجموع آنها در هشت کلمۀ مصنوعی ابجد گنجانده شده و برای ساختن مادهتاریخ در شعر به کار میرود. ابجد
شمارش، رایشگری، شمارشگر
۱. آمار، شمارش، شماره، شمار
۲. اندازه، تعداد، حد، عده
۳. سیاهه، بیلان
۴. محاسبه، شمردن
۵. ریاضی
۶. بدهی، قرض ≠ طلب، بستانکاری
۷. صورت حساب
۸. تخمین، برآورد
۹. قیامت، رستاخیز
۱۰. دلیل، منطق
۱۱. درست، صحیح
۱۲. انگیزه، سبب، جهت
account, arithmetic, calculation, count, figures, numbers, reckoning, score, tally