۱. آزمند؛ آزور؛ دارای آز و شره.
۲. بسیار مشتاق و راغب به چیزی.
حریف
١. همکار؛ همپیشه.
٢. همنبرد.
۳. همنشین.
٤. [قدیمی] طرف شخص در بازی یا نبرد.
٥. دوست؛ رفیق.
٦. [قدیمی] معشوق.
آزمند، آزوند
۱. آزمند، آزور، پرآز، پرحرص، پرطمع، رژد، طماع، طمعکار ≠ قانع
۲. زیادهطلب، زیادهخواه
۳. گرسنهچشم، ولوع ≠ چشم و دل سیر
۴. علاقهمند، مشتاق
۵. مولع
acquisitive, avaricious, avid, gluttonous, grasping, greedy, voracious