حرمیلغتنامه دهخداحرمی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) ابن الهیثم . ابن الجوزی شعری از عمربن عبدالعزیز را بوسیله ٔ او نقل کرده است . (سیره ٔ عمربن عبدالعزیز ص 226).
حرمیلغتنامه دهخداحرمی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) ابن عمارةبن ابی حفصة، مکنی به أبی روح . تابعی است . مقاتل بن سلیمان از وی نقل کند. (وفیات الاعیان ابن خلکان ج 2 ص 233).
حرمیلغتنامه دهخداحرمی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) ابوعثمان الحرمی . ابن عبدربه داستانی از مجلس بحث و مفاخره ٔ میان معاویه و عده ای از بنی هاشم را از او نقل کرده است . رجوع به عقدالفرید
حرمیلغتنامه دهخداحرمی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) عبداﷲبن یزید، مکنی به ابوقلابه . مستوفی او را در عداد تابعان شمرده گوید به سال 104 هَ . ق . در شام نماند. (تاریخ گزیده ص 246).
هرمیلغتنامه دهخداهرمی . [ هََ رَ می ی ] (ص نسبی ) نام جماعتی است منسوب به هرم . (از سمعانی ). || منسوب به هرمة که بطنی است از فهر. (سمعانی ).
هرمیلغتنامه دهخداهرمی . [ هََ ما ] (ع ص ، اِ) هیزم خشک . (منتهی الارب ). و فی الاساس : خشب هرمی ؛ قدیمة یابسة. (اقرب الموارد). || ج ِ هرمة و هرم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
هرمیلغتنامه دهخداهرمی . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جم بخش کنگان شهرستان بوشهر که در 47 هزارگزی خاور کنگان و کنار راه کنگان به جم قرار دارد. جایی است کوهستانی معتدل و دارای
حرمی ناریلغتنامه دهخداحرمی ناری . [ ح ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریز بخش خورموج شهرستان بوشهر، در 102هزارگزی جنوب خاور خورموج ، خاور کوه بهرام شاه . کوهستانی و گرمسیر است . 205 تن
حرمیانلغتنامه دهخداحرمیان . [ ح َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان ، در 10هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ . کوهستانی و گرمسیر است . دارای 150 تن سکنه ٔ سنی اس
حرمیکلغتنامه دهخداحرمیک . [ ح ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریز بخش خورموج شهرستان بوشهر، در 102هزارگزی جنوب خاور خورموج . دامنه و کوهستانی وگرمسیر است . دارای 109 تن سکنه است . آ
حرمینلغتنامه دهخداحرمین . [ ح َ رَ م َ ] (اِخ ) یا حرمین شریفین . تثنیه ٔ حرم . حرم مکه و مدینه . کعبه و روضه ٔرسول (ص ) و توسعاً مکه و مدینة: و ولی قضاء مصر و الشامات و الحرمین
علی حرمیلغتنامه دهخداعلی حرمی . [ ع َ ی ِ ح َ رَ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن طرطوسی حرمی ، مکنّی به ابوبکر. وی از علمای قرن چهارم هجری و معاصر با المطیع و الطائع باﷲ عباسی بود. و زمان
حرمی ناریلغتنامه دهخداحرمی ناری . [ ح ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریز بخش خورموج شهرستان بوشهر، در 102هزارگزی جنوب خاور خورموج ، خاور کوه بهرام شاه . کوهستانی و گرمسیر است . 205 تن
حرمیانلغتنامه دهخداحرمیان . [ ح َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان ، در 10هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ . کوهستانی و گرمسیر است . دارای 150 تن سکنه ٔ سنی اس
حرمیکلغتنامه دهخداحرمیک . [ ح ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریز بخش خورموج شهرستان بوشهر، در 102هزارگزی جنوب خاور خورموج . دامنه و کوهستانی وگرمسیر است . دارای 109 تن سکنه است . آ
حرمینلغتنامه دهخداحرمین . [ ح َ رَ م َ ] (اِخ ) یا حرمین شریفین . تثنیه ٔ حرم . حرم مکه و مدینه . کعبه و روضه ٔرسول (ص ) و توسعاً مکه و مدینة: و ولی قضاء مصر و الشامات و الحرمین