حرمانلغتنامه دهخداحرمان . [ ح ِ ] (ع مص ) بی روزی کردن . (زوزنی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان عادل ). بازداشتن . منع کردن . بی بهره کردن . بی بهرگی . ناامید کردن . نومید
حرانلغتنامه دهخداحران . [ ] (اِخ ) شهری است بزرگ از ناحیت سودان و مستقر ملوک است و اندر این شهر مردان و زنان پوشیده اند و کودک تا ریش برآرد برهنه باشد. و آمیزنده ترین مردمانند ا
حرثانیلغتنامه دهخداحرثانی . [ ح ُ ] (اِخ ) عکاشةبن محض . اولین کس است که طبق قانون اسلام ارث بگذاشت ، و وارث وی پدرش بود. (سمعانی ).
حرثانیلغتنامه دهخداحرثانی . [ ح ُ ] (اِخ ) معمربن عبداﷲبن فضله . رسول (ص ) را دریافته است . (سمعانی ).
حرمانلغتنامه دهخداحرمان . [ ح ِ ] (ع مص ) بی روزی کردن . (زوزنی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان عادل ). بازداشتن . منع کردن . بی بهره کردن . بی بهرگی . ناامید کردن . نومید
حرانلغتنامه دهخداحران . [ ] (اِخ ) شهری است بزرگ از ناحیت سودان و مستقر ملوک است و اندر این شهر مردان و زنان پوشیده اند و کودک تا ریش برآرد برهنه باشد. و آمیزنده ترین مردمانند ا
حرثانیلغتنامه دهخداحرثانی . [ ح ُ ] (اِخ ) عکاشةبن محض . اولین کس است که طبق قانون اسلام ارث بگذاشت ، و وارث وی پدرش بود. (سمعانی ).
حرثانیلغتنامه دهخداحرثانی . [ ح ُ ] (اِخ ) معمربن عبداﷲبن فضله . رسول (ص ) را دریافته است . (سمعانی ).