حرف مفتدیکشنری فارسی به انگلیسیblab, chitchat, claptrap, comment, gab, gossip, lip service, tale, talk, tittle-tattle
حرف مفتلغتنامه دهخداحرف مفت . [ ح َ ف ِ م ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سخن پوچ . سخن بی پا. حرف پوچ . گفته ٔ بیهوده . حرف بی هوده . حرف بی ارزش . || بی ارزش از هر چیز که باشد.
حِتگویش دزفولیحرف مفت ، دروغ، اصطلاحاً نام گروهی که در زمان ملی شدن صنعت نفت ( سال حزبی) در دزفول فعالیت های سیاسی می کردند