حرستانلغتنامه دهخداحرستان . [ ح َ رَ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه اصفهان به گلپایگان ، میان بیدهند و باباسلطان در 158300گزی اصفهان .
هرستانلغتنامه دهخداهرستان . [ هَُ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماربین اصفهان که در 3 هزارگزی باختر سده و در کنار راه شوسه قرار دارد. جایی است جلگه و معتدل و دارای 1431 تن سکنه .
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) حمادبن مالک بن بسطام بن درهم اشجعی حرستانی . از اوزاعی روایت دارد و ابوحاتم رازی از وی . در 228 هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) عبدالصمدبن محمد انصاری قاضی مدرس شافعی . در سن نودسالگی بدستور عادل بن ابی بکر به قضا نشست و در این مقام در ذیحجه ٔ 614 هَ . ق .درگذ
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) محمدبن حسن بن فرقد.حنفی مذهب و شیبانی الولاء بود. اصل او از حرستا قریه ای به دمشق بود. پدرش به عراق آمد و محمد آنجا متولد شد و بر اب
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به حرستا قریه ای به دروازه ٔ دمشق . (معجم البلدان ). و در هدیة العارفین نسبت بدان حرستی آمده است .
حرسانلغتنامه دهخداحرسان . [ ح ُ ] (اِخ ) تثنیه ٔ حُرس و آن دو کوه است به بلاد بنی عامربن صعصعة. (منتهی الارب ).
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) حمادبن مالک بن بسطام بن درهم اشجعی حرستانی . از اوزاعی روایت دارد و ابوحاتم رازی از وی . در 228 هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) عبدالصمدبن محمد انصاری قاضی مدرس شافعی . در سن نودسالگی بدستور عادل بن ابی بکر به قضا نشست و در این مقام در ذیحجه ٔ 614 هَ . ق .درگذ
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (اِخ ) محمدبن حسن بن فرقد.حنفی مذهب و شیبانی الولاء بود. اصل او از حرستا قریه ای به دمشق بود. پدرش به عراق آمد و محمد آنجا متولد شد و بر اب
حرستانیلغتنامه دهخداحرستانی . [ ح َ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به حرستا قریه ای به دروازه ٔ دمشق . (معجم البلدان ). و در هدیة العارفین نسبت بدان حرستی آمده است .
صالحلغتنامه دهخداصالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن طرفةبن احمدبن محمدبن طرفةبن کمیت حرستانی . وی به حدیث عنایتی داشت و از ابی ثعلبه روایت کند. (تهذیب تاریخ ابن عساکر ج 6 ص 370).