حربلغتنامه دهخداحرب . [ ح َ رَ ] (ع اِ) شکوفه ٔ خرما که از غنچه پدید آید. (منتهی الارب ). طلع. بهار خرما. و بعضی بکسر اول و فتح ثانی گفته اند.
هربلغتنامه دهخداهرب . [ هََ رَ ] (ع مص ) گریختن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر اللغة زوزنی ). فرار. (اقرب الموارد) : هرکه با تو بجنگ گشت دچاربا ظفر نزد او یکی است
هربلغتنامه دهخداهرب . [ هَُ ] (ع اِ) پیه تنک بالای شکنبه و روده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چادر پیه . (یادداشت به خط مؤلف ). ثرب . رجوع به چادر پیه شود.
حرب حنینلغتنامه دهخداحرب حنین . [ ح َ ب ِ ح ُ ن َ ] (اِخ ) یکی از غزوات معروف پیغمبر است . رجوع به حنین شود. و چون در این جنگ تلفات سنگین بر مسلمانان وارد شده است ، در ادبیات پارسی