حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) (تل ...) موضعی است از کوه حِراء مشرف بر مکه . ابوصخر هذلی گوید:بأغزر من فیص الاسیدی خالدو لامزبد یعلو جلامید حامد.(معجم البلدان ).
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن برهان الدین بن ابی ذر غفاری . از دانشمندان قرن دهم و یازدهم هجری . او راست : حاشیه بر مختصر تفتازانی در معانی و بیان و در مقدمه ٔ آن گو
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن بلال بن حسن ، مکنی به ابوحامد بخاری . وی ببغداد شد و از محمدبن عبداﷲبخاری و جز او روایت کند. و ابوبکر شافعی و جز او از وی روایت کنند. ا
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) (داماد چیوی زاده محمود حامد افندی ) از علمای مشهور عثمانی . وی در عصر سلطان مرادخان ثالث مسند مشیخت اسلامی داشت و از اهالی قونیه است و مولد
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) (تل ...) موضعی است از کوه حِراء مشرف بر مکه . ابوصخر هذلی گوید:بأغزر من فیص الاسیدی خالدو لامزبد یعلو جلامید حامد.(معجم البلدان ).
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن برهان الدین بن ابی ذر غفاری . از دانشمندان قرن دهم و یازدهم هجری . او راست : حاشیه بر مختصر تفتازانی در معانی و بیان و در مقدمه ٔ آن گو
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن بلال بن حسن ، مکنی به ابوحامد بخاری . وی ببغداد شد و از محمدبن عبداﷲبخاری و جز او روایت کند. و ابوبکر شافعی و جز او از وی روایت کنند. ا
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) (داماد چیوی زاده محمود حامد افندی ) از علمای مشهور عثمانی . وی در عصر سلطان مرادخان ثالث مسند مشیخت اسلامی داشت و از اهالی قونیه است و مولد