حذیرلغتنامه دهخداحذیر. [ ح َ ] (ع ص ) حذرکننده . ترساننده و پرهیزگوینده ٔ از چیزی . (منتهی الارب ) : حق همی خواهد که هر میر و اسیربا رجاء و خوف باشند و حذیر.مولوی .
حذیرلغتنامه دهخداحذیر. [ ح َ ] (اِخ ) ابن علقمةبن ابی الجون خزاعی . پسرعم سلیمان بن صردبن ابی الجون صحابی مشهور و پسر برادر اکثم بن ابی الجون است . پسری بنام میسرة داشت ، و با ک
حضیرلغتنامه دهخداحضیر. [ ح َ ] (ع اِ) حضائر. ج ِ حضیرة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به حضیرة شود.
حذورلغتنامه دهخداحذور. [ ح َ ] (ع ص ) سخت پرهیزنده . بسیار حذرکننده . عظیم پرهیزنده . نهایت آژیر.ترسنده . (دهار). ترسناک . (غیاث ). حذیر : بودم حذور همچو غرابی برای آنک همچون غر