حدائقلغتنامه دهخداحدائق . [ ح َ ءِ ] (اِخ ) حدائق معلقه ٔ بابل یا حدائق معلقه ٔ سمیرامیس در بابل قدیم . یکی از عجائب هفتگانه ٔ جهان است : و حدائق معلقه هفت باغ یکی از بر دیگر منس
حدائقلغتنامه دهخداحدائق . [ ح َ ءِ ] (اِخ ) نام کنیزکی است و او بر کف خویش بحناء نگاشته بود:لیس حُسن الخضاب زین کفی حُسن کفی زین ٌ لکل ّ خضاب .
حدائقلغتنامه دهخداحدائق . [ ح َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ حدیقة. (دهار). (ترجمان عادل منسوب به جرجانی ). باغهای پردرخت که گرد آنها دیوار باشد. (غیاث اللغات ). بستانها که دیوار دارد. (دهار)
حدایقفرهنگ مترادف و متضادباغها، باغچهها، بوستانها، حدیقهها، روضات، روضهها، گلزارها، گلستانها، گلشنها ≠ صحاری
گارسن دوتاسیلغتنامه دهخداگارسن دوتاسی . [ س َ دُ ] (اِخ ) مترجم فرانسوی که حدائق البلاغه تألیف میرشمس الدین فقیر دهلوی را به فرانسه برگرداند. او راست کتاب «عروض و قوافی زبانهای شرقی اس
باغهای معلقلغتنامه دهخداباغهای معلق . [ ی ِ م ُ ع َ ل ل َ ] (اِخ ) حدائق معلقه . نام باغهایی که بخت النصر پادشاه معروف بابل برای زن خود آمی تیس دختر هووخشتر شاه ماد ساخت . (ایران باستا
ادیب ترکلغتنامه دهخداادیب ترک . [ اَ ب ِ ت ُ ] (اِخ ) شاعری است و از ابیات او در حدائق السحر بشاهد آمده است :تمنت سلیمی اَن اموت صبابةو اَهون شی ٔ عندنا ما تمنت .و نیز:ایا شمعاً یضی