حتمحتمفرهنگ مترادف و متضاد۱. بایسته، لازم، واجب، یقین ۲. یقینی، حتمی، قطعی ≠ احتمالی ۳. خالص، ناب، محض ۴. ساده
حمیتفرهنگ مترادف و متضادآزادگی، آزادمنشی، بزرگواری، بلندهمتی، پایمردی، تعصب، جوانمردی، حریت، رادی، عرق، عصبیت، غیرت، غیرتمندی، فتوت، مروت ≠ ناجوانمردی
قطعیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال ، حتمیت، تحقیق، تحقق، بایستگی، گریزناپذیری، برگشتناپذیری، وجوب، جزمیت، جزم اعتبار، ثقه، ثقت یقین، دانش جبر قاطعیت ◄ سرسختی
مَّقْضِيّاًفرهنگ واژگان قرآنحتمی - مقرر شده - حکم شده (امام صادق(عليهالسلام) فرمود : اجل مقضي همان اجل حتمي است که خداي تعالي به وقوع حتمي آن حکم فرموده ، و اجل مسمي آن اجلي است که ممکن
حتمحتمفرهنگ مترادف و متضاد۱. بایسته، لازم، واجب، یقین ۲. یقینی، حتمی، قطعی ≠ احتمالی ۳. خالص، ناب، محض ۴. ساده
حامیتانلغتنامه دهخداحامیتان . [ ی َ ] (ع اِ) دو کرانه ٔ سم از چپ و راست . (منتهی الارب ). دو جانب سنب .