حبوبةلغتنامه دهخداحبوبة. [ ح َب ْ بو ب َ ] (اِخ ) لقب جد ابومحمد عبداﷲبن زکریای نیشابوری است . (تاج العروس ).
حبوبةلغتنامه دهخداحبوبة. [ ح َب ْ بو ب َ ] (اِخ ) لقب جد ابونصر حسن بن محمدبن ابراهیم بن احمدبن علی یونارتی اصفهانی است که در 529 هَ . ق . درگذشت . ابن نقطه نسب او را از خط خود و
حبوبةلغتنامه دهخداحبوبة. [ ح َب ْ بو ب َ ](اِخ ) لقب اسماعیل بن اسحاق رازی است . و ذهبی گفته است : لقب اسحاق بن اسماعیل رازی باشد. (تاج العروس )0
هبوبةلغتنامه دهخداهبوبة. [ هََ ب َ ] (ع ص ) بادگردانگیز. (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة). بادی که گرد و خاک برانگیزد. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
حبیبةلغتنامه دهخداحبیبة. [ ح ُ ب َ ب َ ] (اِخ ) اُم ُحُبین َ. (منتهی الارب ). رجوع به این کلمه و حبینة شود.
حبیبةلغتنامه دهخداحبیبة. [ ح ُ ب َی ْ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن یوسف بن حُبیبة. محدث است . رجوع به حبیبه محمد شود.
حبابةلغتنامه دهخداحبابة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت عجلان . یکی از رواة است . احمدبن خلیل از ابوسلمه از حبابة حدیثی نقل کرده . حبابه از مادر خود ام حفص و او از صفیة از ام حکیم از پیغ
حبیبةلغتنامه دهخداحبیبة. [ ح ُ ب َ ب َ ] (اِخ ) اُم ُحُبین َ. (منتهی الارب ). رجوع به این کلمه و حبینة شود.
حبیبةلغتنامه دهخداحبیبة. [ ح ُ ب َی ْ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن یوسف بن حُبیبة. محدث است . رجوع به حبیبه محمد شود.
حبابةلغتنامه دهخداحبابة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت عجلان . یکی از رواة است . احمدبن خلیل از ابوسلمه از حبابة حدیثی نقل کرده . حبابه از مادر خود ام حفص و او از صفیة از ام حکیم از پیغ