حاویلغتنامه دهخداحاوی . (اِخ ) دهی از دهستان چنانه ٔ بخش شوش شهرستان دزفول در چهل هزارگزی جنوب باختری شوش و چهل ودوهزارگزی باختر راه شوسه ٔ دزفول به اهواز. دشت ، گرم سیر، مالاری
هاویلغتنامه دهخداهاوی . (ع اِ) ملخ . جراد. (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (المنجد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): اذا اجدب الناس اتی الهاوی و العاوی . العاوی : ال
هاویلغتنامه دهخداهاوی . (ع ص ) هوادار. ذوالهواء. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || (اِ) حرف الف از حروف الفبا را گویند به جهت وسعت داشتن مخرج آن برای هوا در هنگام تلفظ.
حاوی سنندجیلغتنامه دهخداحاوی سنندجی . [ ی ِ س َ ن َن ْ دَ ] (اِخ ) حسینقلی خان بن امان اﷲخان . وی والی کردستان بوده ، فضل و دانش و حسب و نسب و همت و حشمت را جامع گشته در زمان فترت کردس
حاوی سنندجیلغتنامه دهخداحاوی سنندجی . [ ی ِ س َ ن َن ْ دَ ] (اِخ ) حسینقلی خان بن امان اﷲخان . وی والی کردستان بوده ، فضل و دانش و حسب و نسب و همت و حشمت را جامع گشته در زمان فترت کردس