حامدیلغتنامه دهخداحامدی . [ م ِ ] (اِخ ) اسماعیل بن موسی حامدی مالکی . پیر و شیخ رواق صعایدة در جامع ازهر بسال 1830 م . او راست : تقریر حاشیه ٔ صبان بر شرح اشمونی در نحو در دو جز
حامدیلغتنامه دهخداحامدی . [ م ِ ] (اِخ ) رادویانی در ترجمان البلاغة ص 97 از او آورده است :تن نه همی باشد آگه ز جان جان نه همی باشد آگه ز تن .
حامدیلغتنامه دهخداحامدی . [ م ِ ] (اِخ ) شوشتری . وی در زمره ٔ شعرای شاه عباس ماضی معدود و نزد سخن شناسان به طلاقت لسانی و عذب البیانی ممدوح و محمود است . او راست :فلک بر جان من
حامدیلغتنامه دهخداحامدی . [ م ِ ] (اِخ ) گویا قزوینی است ، هر قسم شعر میگوید، و چنان بلندپرواز و خودپسند است که امیرخسرو را بزحمت قبول دارد. خدا همه ٔ شاعران را از این حال در اما
حامدیلغتنامه دهخداحامدی . [ م ِ ] (اِخ ) نصربن احمدبن محمدبن جعفربن محمدبن حامد حامدی نسفی ، مکنی به ابوالحسن . وی از نسف به مرو شد و از مردان آن سامان ، فقه آموخت ، و از ابوالفض
حامدی قمیلغتنامه دهخداحامدی قمی . [ م ِ ی ِ ق ُ ] (اِخ ) از ناظمان زمان شاه طهماسب ماضی است و بجواهر مضامین شریفه و لاَّلی کلمات لطیفه طبعش در فیاضی :بقتل داد مرا وعده یار و من مُرْد
شهاب الدین حامدیلغتنامه دهخداشهاب الدین حامدی . [ ش ِ بُدْ دی ن ِ م ِ ] (اِخ ) وزیر سلیمان شاه بن محمدبن مسعودبن ملکشاه . (حبیب السیر چ تهران ص 386).
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) (تل ...) موضعی است از کوه حِراء مشرف بر مکه . ابوصخر هذلی گوید:بأغزر من فیص الاسیدی خالدو لامزبد یعلو جلامید حامد.(معجم البلدان ).
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن برهان الدین بن ابی ذر غفاری . از دانشمندان قرن دهم و یازدهم هجری . او راست : حاشیه بر مختصر تفتازانی در معانی و بیان و در مقدمه ٔ آن گو
حامدی قمیلغتنامه دهخداحامدی قمی . [ م ِ ی ِ ق ُ ] (اِخ ) از ناظمان زمان شاه طهماسب ماضی است و بجواهر مضامین شریفه و لاَّلی کلمات لطیفه طبعش در فیاضی :بقتل داد مرا وعده یار و من مُرْد
شهاب الدین حامدیلغتنامه دهخداشهاب الدین حامدی . [ ش ِ بُدْ دی ن ِ م ِ ] (اِخ ) وزیر سلیمان شاه بن محمدبن مسعودبن ملکشاه . (حبیب السیر چ تهران ص 386).
طاهرلغتنامه دهخداطاهر. [ هَِ ] (اِخ ) حامدی . وی در حامدیه که شهری در صعید مصر از توابعبخش قنا است بسر میبرده و در سال 1311 درگذشته است . او راست : «الکشف الربانی ، علی المورد ا
افرانیلغتنامه دهخداافرانی . [ اَ ] (اِخ ) محمدبن احمد حامدی مکنی به ابوبکر محدث است و محمدبن احمدبن افریقون افرانی نسفی از وی روایت کند. (از معجم البلدان ).