حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن ابی سلوم بن عیص بن اسحاق بن ابراهیم خلیل (ع ). شخصیتی افسانه آمیز. گویند وی برای کشف سرچشمه ٔ رود نیل سفر کرده است . داستان مسافرت برای
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) (تل ...) موضعی است از کوه حِراء مشرف بر مکه . ابوصخر هذلی گوید:بأغزر من فیص الاسیدی خالدو لامزبد یعلو جلامید حامد.(معجم البلدان ).
حامدلغتنامه دهخداحامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن برهان الدین بن ابی ذر غفاری . از دانشمندان قرن دهم و یازدهم هجری . او راست : حاشیه بر مختصر تفتازانی در معانی و بیان و در مقدمه ٔ آن گو
هامدلغتنامه دهخداهامد. [ م ِ ] (ع ص ) گیاه خشک . || جای بی گیاه . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || سیاه گشته متغیر. البالی المسودُ المتغیر من ثمرو شجر و غیرهما. (ناظم الاطباء)
حامد اسودلغتنامه دهخداحامد اسود. [ م ِ دِ اَس ْ وَ ] (اِخ ) در تذکرةالاولیاء (ج 2 ص 150) روایتی از او بنقل از ابراهیم خواص آمده است .
حامد جبروتیلغتنامه دهخداحامد جبروتی . [ م ِ ج َ ] (اِخ ) ابن محمود جبروتی ، مکنی به ابومحمد، ساکن مکه . علم و عبادت بدو بکمال رسید. وی بسال 962 هَ . ق . وفات کرد و شیخ عبدالعزیز زمزمی
حامد حسینلغتنامه دهخداحامد حسین . [ م ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) (میرسید...) موسوی هندی نیشابوری ، صاحب عبقات الانوار، فرزند سیدمحمدقلی . مؤلف ریحانة الادب او را بعنوان صاحب عبقات در حرف «ص
حامد اسودلغتنامه دهخداحامد اسود. [ م ِ دِ اَس ْ وَ ] (اِخ ) در تذکرةالاولیاء (ج 2 ص 150) روایتی از او بنقل از ابراهیم خواص آمده است .
حامد جبروتیلغتنامه دهخداحامد جبروتی . [ م ِ ج َ ] (اِخ ) ابن محمود جبروتی ، مکنی به ابومحمد، ساکن مکه . علم و عبادت بدو بکمال رسید. وی بسال 962 هَ . ق . وفات کرد و شیخ عبدالعزیز زمزمی
حامد حسینلغتنامه دهخداحامد حسین . [ م ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) (میرسید...) موسوی هندی نیشابوری ، صاحب عبقات الانوار، فرزند سیدمحمدقلی . مؤلف ریحانة الادب او را بعنوان صاحب عبقات در حرف «ص