حارس السماءلغتنامه دهخداحارس السماء. [ رِ سُس ْ س َ ] (اِخ ) و حارِس ُالشَّمال (فلک ). بقار. نام یکی از صورتهای شمالی . از جمله ٔ ستاره های عواء. || نام دیگر صورت عوّاء. (نفایس الفنون
حارسفرهنگ مترادف و متضادپاسبان، پاسدار، حافظ، حامی، مدافع، مراقب، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، محافظ، نگاهدار، نگهبان
حارسلغتنامه دهخداحارس . [ رِ ] (اِخ ) (آفتاب ) (کوه ...) این نام در سفر داوران 1:35 و دور نیست که در نزدیکی عین شمس یا کفر حارث واقع بوده است . (قاموس کتاب مقدس ).
حارس السماءلغتنامه دهخداحارس السماء. [ رِ سُس ْ س َ ] (اِخ ) و حارِس ُالشَّمال (فلک ). بقار. نام یکی از صورتهای شمالی . از جمله ٔ ستاره های عواء. || نام دیگر صورت عوّاء. (نفایس الفنون