حارثةلغتنامه دهخداحارثة. [ رِ ث َ ] (اِخ ) ابن هرم عقیمی بصری . تابعی است . رجوع بکتاب کنی دولابی ج 2 ص 6 شود.
حارثةلغتنامه دهخداحارثة. [ رِ ث َ ] (اِخ ) ابن عمروبن مزیقیا الاسدی ، از قحطان اوجدی است جاهلی و منازل فرزندان وی ، که بقولی همان قبیله ٔ خزاعه هستند، پس از هجرت از یمن ، به مرال
حارثةلغتنامه دهخداحارثة. [ رِ ث َ ] (اِخ ) ابن مالک بن عضب بن جشم بن الخزرج از بنی مخلدبن عامربن زریق انصاری زرقی . واقدی و ابن عبدالبر او را در زمره ٔ کسانی که وقعه ٔ بدر را درک
حارثةلغتنامه دهخداحارثة. [ رِ ث َ ] (اِخ ) ابن وهب خزاعی مادر او ام کلثوم ، دختر جرول بن مالک خزاعیة است و برادر مادری عبیداﷲبن عمر است .حارثة صحابی و محدث است . از پیغمبر(ص ) و
حارثةلغتنامه دهخداحارثة. [ رِ ث َ ] (اِخ ) ابن الاضبط، و بقولی حارثة الاضبط السلمی . محدث است ، او از پدر خود و پسر او یحیی و یا عبدالرحمن ، از وی روایت کند. رجوع بکتاب الاصابة چ
حارصةلغتنامه دهخداحارصة. [ رِ ص َ ] (ع ِا) شجه ای که پوست سر را اندک شکافد. جراحت سر که پوست بشکافد. (مهذب الاسماء). شکستگی سر که تنها پوست کمی بشکافد. خستگی سر که پوست بشکافد. ج
حرة بنی حارثةلغتنامه دهخداحرة بنی حارثة. [ ح َرْ رَ ت ُ ب َ رِ ث َ ] (اِخ ) دره ای در اطراف مدینة است که پیغمبر در جنگ احد شبانه از آنجا بگذشت . رجوع به امتاع الاسماع ص 119 شود.
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عصر (یا غصن ) الثقفی . مکنی به ابی وهب . تابعی و محدث است .
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن عمروبن مزیقیأبن عامر. یکی از ملوک حمیر است و چون شکنجه با آتش را مرسوم کرد او را محرق گفتندی . دو برد او در تاریخ و ادب عرب داستانها د
حرة بنی حارثةلغتنامه دهخداحرة بنی حارثة. [ ح َرْ رَ ت ُ ب َ رِ ث َ ] (اِخ ) دره ای در اطراف مدینة است که پیغمبر در جنگ احد شبانه از آنجا بگذشت . رجوع به امتاع الاسماع ص 119 شود.
عامرلغتنامه دهخداعامر.[ م ِ ] (اِخ ) ابن حارثةبن الغطریف الازدی ... ملقب به ماء السماء بوده . از یمن مهاجرت کرد و در بادیة الشام سکونت گزید و پسران او را بنوماء السماء نامند. (ا
جریرلغتنامه دهخداجریر.[ ج َ ] (اِخ ) ابن اوس بن حارثه طائی . از صحابه است . ابوعمر گوید: او با برادر خود خریم بر پیغمبر(ص ) واردشد. و این جریر همان کسی است که معاویه از وی پرسید
اسلملغتنامه دهخدااسلم .[ اَ ل َ ] (اِخ ) ابن عدی بن حارثةبن مزیقیاء. جدی است جاهلی . فرزندان وی بطنی از خزاعه اند و منسوب بدو اسلمی است . (سبائک الذهب ص 66) (اعلام زرکلی ج 1 ص 1
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن ابی حارثه ، صحابی است و ابن فتحون بنقل از طبری آرد که رسول (ص ) دختر حارث جمرة، را خواستگاری کرد، حارث بدروغ ، گفت که در دختر سیاهی باش