حاجی محمدلغتنامه دهخداحاجی محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) (امیر...) غناشیرین از امرا و بزرگان زمان میرزا سلطان محمدبن بایسنقر است . صاحب حبیب السیر گوید: «و امیر حاجی محمد غناشیرین
حاجی محمدلغتنامه دهخداحاجی محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) شاعری از رجال دربار همایون شاه پادشاه هندوستان . بیت ذیل از اوست :صد آرزوست در دل تنگم گره ز دوست دل نیست در برم گره آرزوی
حاجی محمد اوللغتنامه دهخداحاجی محمد اول . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ اَوْ وَ ] (اِخ ) دهمین از خانان اوزبک خیوه از سال 965 تا سال 1011 هَ . ق . (طبقات سلاطین اسلام ص 250).
حاجی محمد باقرلغتنامه دهخداحاجی محمد باقر. [ م ُ ح َم ْ م َ ق ِ ] (اِخ ) نام محلی است در شمال غربی میان طاق در حدود نائین .
حاجی محمد ثانیلغتنامه دهخداحاجی محمد ثانی . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ] (اِخ ) هیجدهمین از خانان اوزبک خیوه پس از عرب محمد ثانی و پیش از یادگار. طبقات سلاطین اسلام ص 250.
حاجی محمد خسرولغتنامه دهخداحاجی محمد خسرو. [ م ُ ح َم ْ م َ خ ُ رَ ] (اِخ ) رجوع به حبیب السیر ج 2 ص 219 و 220 شود.
حاجی محمد قندهاریلغتنامه دهخداحاجی محمد قندهاری . [ م ُ ح َم ْ م َ ق َ دِ ] (اِخ ) یکی از ادبا و مورخین است و تاریخی معروف دارد که به نام تاریخ حاجی محمد قندهاری مشهور شده است . (از قاموس ال
حاجی محمد اوللغتنامه دهخداحاجی محمد اول . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ اَوْ وَ ] (اِخ ) دهمین از خانان اوزبک خیوه از سال 965 تا سال 1011 هَ . ق . (طبقات سلاطین اسلام ص 250).
حاجی محمد باقرلغتنامه دهخداحاجی محمد باقر. [ م ُ ح َم ْ م َ ق ِ ] (اِخ ) نام محلی است در شمال غربی میان طاق در حدود نائین .
حاجی محمد ثانیلغتنامه دهخداحاجی محمد ثانی . [ م ُ ح َم ْ م َ دِ] (اِخ ) هیجدهمین از خانان اوزبک خیوه پس از عرب محمد ثانی و پیش از یادگار. طبقات سلاطین اسلام ص 250.
حاجی محمد خسرولغتنامه دهخداحاجی محمد خسرو. [ م ُ ح َم ْ م َ خ ُ رَ ] (اِخ ) رجوع به حبیب السیر ج 2 ص 219 و 220 شود.
حاجی محمد قندهاریلغتنامه دهخداحاجی محمد قندهاری . [ م ُ ح َم ْ م َ ق َ دِ ] (اِخ ) یکی از ادبا و مورخین است و تاریخی معروف دارد که به نام تاریخ حاجی محمد قندهاری مشهور شده است . (از قاموس ال