جیکلغتنامه دهخداجیک . (اِ) یک سوی از قاب بازی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). یک جانب قاب (بجول ) که با آن بازی کنند. بوک . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ صوت ) آواز پرندگان ، خصوصاً
تاجیکلغتنامه دهخداتاجیک . (ص ، اِ) غیر عرب و ترک را تاجیک نامند. (شرفنامه ٔ منیری ). تازیک وتاژیک ، بر وزن و معنی تاجیک است که غیر عرب و ترک باشد. (برهان ). || عرب زاده ای که در
جیک و بُک،جیک و بوک،جیک و بیکگویش تهرانیدو روی قاپ، جیک باخت و بُک برد است.دو طرف دیگر خر و اسب نام دارد/حرفهای خصوصی و محرمانه