جیهلغتنامه دهخداجیه . (ع اِ) جیه سوء؛ ناخوشی . (منتهی الارب ): نظره بجیه سوء؛ بناخوشی دید او را. (منتهی الارب ). رجوع به جوه شود.
جیةلغتنامه دهخداجیة. [ جی ی َ ] (ع ص ) بوگرفته و گندیده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): ماء جیة؛ آب ایستاده و پارگین و چاه بوگرفته و گنده . (منتهی الارب ). و گاهی بتخفیف یاء ا
جیهورلغتنامه دهخداجیهور. [ ج َ ] (ع اِ) قسمی از مگس که گوشت را تباه کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به جیهر شود.
جیهانیلغتنامه دهخداجیهانی . [ ج َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن احمدبن نصر، مکنی به ابوعبداﷲ. در حدود سال 365 هَ . ق . به وزارت امیر رشید ابوالقاسم نوح بن نصربن احمدبن اسماعیل سامانی رسی
جیهانیلغتنامه دهخداجیهانی . [ ج َ ] (اِخ ) محمدبن احمد. از رؤسای متکلمین زنادقه (مانویه ) بود و تظاهر بمسلمانی میکرد. (ابن الندیم ).
جیةلغتنامه دهخداجیة. [ جی ی َ ] (ع ص ) بوگرفته و گندیده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): ماء جیة؛ آب ایستاده و پارگین و چاه بوگرفته و گنده . (منتهی الارب ). و گاهی بتخفیف یاء ا
جیهورلغتنامه دهخداجیهور. [ ج َ ] (ع اِ) قسمی از مگس که گوشت را تباه کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به جیهر شود.
جیهانیلغتنامه دهخداجیهانی . [ ج َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن احمدبن نصر، مکنی به ابوعبداﷲ. در حدود سال 365 هَ . ق . به وزارت امیر رشید ابوالقاسم نوح بن نصربن احمدبن اسماعیل سامانی رسی
جیهانیلغتنامه دهخداجیهانی . [ ج َ ] (اِخ ) محمدبن احمد. از رؤسای متکلمین زنادقه (مانویه ) بود و تظاهر بمسلمانی میکرد. (ابن الندیم ).